السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

195

تحرير الوسيلة (فارسى)

دست ديگر و كشيدن تا سر انگشت‌ها ، كفايت مىكند . ( 1 ) مسألهء 2 - اگر زدن كف دست بر زمين و مسح با كف آن ممكن نباشد بايد با پشت دست انجام دهد ، و اين در صورتى است كه بطور كلى ممكن نباشد ، اما اگر قسمتى از آن و يا بدون حائل ممكن نباشد احتياط واجب آنست كه بين زدن بر زمين و مسح با قسمتى از كف دست يا با تمام كف دست با حائل و بين انجام دادن آنها با پشت دست ، جمع نمايد و اگر امر داير شد بين پشت دست يا ذراع ، وجوب انجام آنها با ذراع خالى از وجه نيست ولى احتياط آنست كه بين ذراع و پشت دست جمع نمايد و اگر كف دست نجس بود بطورى كه سرايت نمىكند و بر طرف كردن آن هم ممكن نبود بايد همان كف دست نجس را به زمين بزند و با آن مسح نمايد ، و اگر نجاست كف دست به صورت حائل تمام آن را گرفته باشد و بر طرف كردن و تطهير آن هم ممكن ناشد احتياط واجب آنست كه بين زدن با كف دست و پشت دست بر زمين جمع نمايد ، بلكه در صورت سابق هم سزاوار نيست اين احتياط به جمع را ترك كند . و چنانچه نجاست كف دست به زمين سرايت مىكند و خشك كردن آن هم ممكن نباشد بايد در اين صورت با ذراع يا پشت دست تيمم نمايد ، و اگر نجاست در اعضايى كه مسح مىشود باشد و تطهير و بر طرف كردن آن هم ممكن نباشد بايد با همان حالت مسح نمايد . ( 2 ) واجبات تيمم ( 3 ) مسألهء 1 - در تيمم ، نيت معتبر است به همان طورى كه در وضو گذشت و بايد به نيت بدل از وضو يا غسل باشد و زدن دستها بر زمين كه اولين كار از كارهاى تيمم است بايد مقارن نيت باشد و مباشرت و ترتيب در كارهاى تيمم - بر حسب آنچه كه قبلا روشن شد - و موالات - يعنى فاصله‌اى كه منافات با كيفيت و شكل آن داشته باشد بين آن نيفتد - در تيمم معتبر است و بايد مسح در پيشانى و دستها از بالا به پايين باشد ، بطورى كه عرفا همين معنى صدق كند و بايد حائل حتى مانند انگشتر را از مواضع تيمم بر طرف كند و آن مواضع پاك باشند ، و موهائى كه در اين مواضع روييده ، مانع حساب نمىشوند ، بنابراين مسح روى آنها انجام مىشود اما اگر موى سر روى پيشانى رسيده بطورى كه بيش از حد متعارف باشد و عرفا حائل محسوب شود - نه مثل يك يا دو مو - جزء موانع بوده و بايد بر طرف شود . همه اينها در صورت اختيار است و اما در حال ناچارى هر آنچه سخت است